X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 26 بهمن 1394

Lethe


ولنتاین هم گذشت. برای من در یک کنفرانس خیلی رسمی، امامزاده، مزار شاهزاده ی غریب، آغوش امنی که دوست دارمش و توی عثمان بیگ گذشت. راضی ام.


شوخی شوخی ترم دو رسید و من هنوز خرواری مقاله و ارائه به ترم یک بدهکارم. چه کسی بود صدا زد مدیریت زمان؟


نینو شیرین تر شده است. هرگز فکر نمیکردم خواهرزاده ای داشته باشم و بند دلم بشود. دلم برای اداهایش، برای شیرین زبانی هایش، برای بوی گلویش ضعف میکند.


در نوشتن تنبل شده ام. امروز دیدم برادر محمد برایم نوشته "در دعاهایم از این پس برای افزایش معرفت هم جای داری" خجالت کشیدم، نوشتم.


دوستم گفت حواست به آرزوهایت باشد، شاید که برآورده شوند. تیره ی پشتم لرزید.


من عاشق شیشه های رنگی هستم.برایم یک خانه ی دلباز و نورگیر با پنجره های بزرگ و شیشه های رنگی بفرست.


تولد حضرت زینب بود. همین

نظرات (5)
قدر شیرینی این روزهای نینو را بدان. بزرگ که می شوند و مسیر خودشون را می روند یکهو می بینی ای بابا .... برای خواهرزاده ام دعا کن لطفا
جواب: سلام
باورم نمی شود این نخوچی ها یک روز بزرگ هم بشوند
فکر ان روزشان قند به دلم اب میکند
الهی خواهرزاده ات سربلند و سالم و شاد باشد
خودت هم و عزیزانت نیز

چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت 19:07
جواب: سلام

سه‌شنبه 27 بهمن 1394 ساعت 11:22
سلام
جواب: سلام فاطمه جانم

سه‌شنبه 27 بهمن 1394 ساعت 08:11
واااااااای
چچچچقدر دلم برات تنگ شده بود، تنگ شده، باز هم تنگ خواهد شد...؟!
جواب: سلام مهفام عزیز
سعی میکنم بنویسم ولی گاهی نوشتنم گیر میکند!

دوشنبه 26 بهمن 1394 ساعت 20:51
جواب: ای جانم سهیلا
سلام

دوشنبه 26 بهمن 1394 ساعت 17:57
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.