X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
شنبه 21 فروردین 1395

شیدائی ها


سلام

از چند روز پیش یه حال خوشی دارم. انگار بخوام برم سفر بی دغدغه ی هزینه و مرخصی. یا حتی بهتر از اون.انگار معشوقم بخواد بیاد دیدنم. قلبم گرومپ گرومپ خوشحال می زنه. ان شاالله قراره برم اعتکاف... قراره برم تو بغل خودِ خودِ خوش اخلاقش...

تا امروز شانس شرکت توی سه تا اعتکاف رو داشته ام :دو تا ماه رجبی توی مسجد حضرت زینب جان و یه دونه ماه رمضونی توی اون مسجده توی خیابون شیخ بهایی. اعتکاف کم کم داره جزوی از مدل زندگی ام میشه و این دلگرمم میکنه.

پررو شده ام. دفعه اول می ترسیدم، اما حالا رفته ام  و برای اعتکاف دانشگاه تهران و دانشگاه شریف ثبت نام کرده ام. دوست دارم جایی که میرم آشنایی نداشته باشم و هم صحبتی هم نباشه جز حسینا. اگر اسمم از قرعه کشی این دوتا دانشگاه در نیاد برام معلوم میشه که امسال هم شب وفات عمه ی بچه ها قراره توی مسجدشون باشم و این کم نعمتی نیست. راستش فقط دوست دارم ببینم اعتکاف های دانشگاهها چه جوریه وگرنه دلم میره برای بالا رفتن از مناره و نماز روی پشت بوم و نماز امام جواد علیه السلام و اینکه هربار به اون آپارتمان کوچه بالایی اش نگاه کنم و بگم امام جان من خونه میخوام!!!

حالم خوبه، حالم خوشه، دلتنگ ولی آرومم. فکر میکنم در سی و سه سال و بیست و هفت روزگی جای خوبی از جهان و خودم ایستاده ام. راضی ام و هر نفسم سرسپردگی و الحمدالله و اعتماد به حسیناست...
نظرات (6)
سلام این حال خوب نوش جانت نوشا جان.مارو هم دعا کن
جواب: سلام زهرا جان
همدیگه رو عاشقانه دعا میکنیم

دوشنبه 23 فروردین 1395 ساعت 15:03
هر یه روز که میگذره میگم وای داره تموم میشه ، من به ماه رجب و باران نعمت خدااعتقاد دارم،منم دعا کن نوشا جان
جواب: هر روز که میگذره بگو حسینا جان ممنون که این روز رجب رو هم دوباره دیدم
همدیگه رو حسابی دعا میکنیم

یکشنبه 22 فروردین 1395 ساعت 10:25
خوش به سعادتت نوشا جان منم امسال برای اولین باره که میخوام برم اونم فقط به تبعیت لز شما به خاطر همون حس ناب و شیرینی که به من منتقل کردی دلم میخواد ازت جا نمونم مشهد هم رفتم لحظه تحویل سال دارالاجابه بودم به خاطر اینکه خانوادگی بود خدای من شاهده لحظه به لحظه اش یادت بودم نوشا مطمئنم دعای شما با اون دل پاک و نیت خالصت بود که من دوماه بعد از شما تو اون ساعت و اون لحظه مشهد بودم از ته دل دعات کردم و پیش امام رضا صدات کردم نوشا بازم برام دعا کن خیلی محتاجم به دعات عزیزم امیدوارم به حق همین ماه و به حق نفس پاکت حاجت روا باشی عزیزم که میشی مطمون باش من مرده و شما زنده مطمون باش به همه آرزوهات میرسی و بدون همه آرزومی دلم میخواد باهات از نزدیک حرف بزنم کاش میشد...
جواب: سلام
به به
چقدر خوش بحال هستیم ما
دلم لرزید
یعنی من باعث شده ام کسی به اعتکاف علاقه مند بشه؟
مرسی که اینو بهم گفتی
توی دلم پرنور شد
مشهد خیلی خوبه
خیلی
چه جای خوبی بوده ای
پس ان شاالله امسال راهت همش پر زا برکت و سلامتی خواهد بود
همیشه همدیگه رو دعا کنیم
حسینا دعای ماها رو از دهن همدیگه دوست داره

یکشنبه 22 فروردین 1395 ساعت 08:05
سلام نوشای مهربان
خوبی عزیزم چقدر حرف زدنهات در مورد حسینا و دلبستگی هات شیرینه
طعم زردآلو ،طعم بعد از ظهر های تابستانهای بچگی را برای من دارد که میرفتم مسجد
قران لای بغل و چادر گلی گلی بسر
دلم برات تنگ شده نمیدانم چرا تا هنوز به اون خونه ات سر میزنم شاید از روی عادت .
خوشحالم که حالت خوبه همینطوری خوب باش
جواب: سلام
دلم برایت لک زده عزیزم
چقدر خوشحالم که کم کم داری می نویسی و به سلامت رسیده ای
دلم میخواهد ببینمت
بغلت کنم
سوار موتر من بشویم و ببرمت همه جای تهران را ببینیم و بخندیم
وای که چقدر دوست دارم

شنبه 21 فروردین 1395 ساعت 14:34
سلام
التماس دعا حاجیه خانووووم
جواب: سلام فاطمه
حاجیه نیستم
فقط کعبه رو دیده ام
حاجیه شدن کجا و من کجا

شنبه 21 فروردین 1395 ساعت 12:22
جواب: سلام عزیزم

شنبه 21 فروردین 1395 ساعت 12:20
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.