X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395

غسل جبیره ی عشق


اعتکاف رفتم. دعا خوندم. دعا کردم و آرزو کردم که توی دعاهای دیگران باشم. برگشتم و توی زندگی گم شدم. مست از جام تهی، گنگ از خلقت بی چراغ، من روزهای زیادی رو به سکون گذرونده ام. نباشه که نماز و دها عادتم بشه . تازه شو مثل عطر لیمو  تازه شو مثل حس اولین قرار.  تازه شو حسینا حسینا حسینا...


کنفرانس دادم. استاد گفت عالی بود. دلم شاد شد. توی راه برگشتن برای مامان یه دسته گل کوچولو خریدم. روش کارت زدم مثل قدیما :معلم عزیزم روزت مبارک. حسینا می بینی حواسم به دل آدمها هست؟


دیروز برام اس ام اس اومد. یه پول گنده واریز شده بود به حسابم. یعنی کی منو این همه دوست داشته؟. به دندونام فکر کردم. به شهریه. به قسط وام. به اینکه وضع قراردادم معلوم نیست. یه شب خوش از دنیا دزدیدم با خیال اونی که دوستم داره. شب با علاقه سوره واقعه ام رو خوندم. صبح ترسیدم که نکنه پول من نباشه. انتقالش دادم به یه کارت خالی تا تکلیفش معلوم بشه. الان فهمیدم تنخواه نمایشگاه کتاب بوده. غمگین شدم؟ نمی دونم. حسینا باور میکنی نمی دونم؟


یکی تو اینستاگرامم گفت اصلا عوض نشده ای، هنوزم عاشق بالشی. نشناختمش. پرسیدم. پروفایلش به اسم دخترش بود. از کپشن عکسهاش معلومه عاشق دختر یکساله اشه. شب بالشهام بهم دهن کجی کردن. حسینا تو بالش کدوم خواب تعبیردار هستی؟


موهام بلند شده. فر و لوله لوله. زنگ زد. پرسید از دفعه قبل تا حالا در مورد حجاب فکر کردی؟ کاری کردی؟ سه هفته قبل در مورد حجاب حرف زده بودیم. فکر کردم. توی این سه هفته محجبه نشده بودم ولی هیچ نامحرمی هم موهام رو ندیده بود. حسینا این معنای عزلت نیست؟


من از جنگ و از فقر میترسم. من از مرگ نینو می ترسم. من از مرگ مامانه و باباهه میترسم. فرشته ات وقتی از گرفتن روح اونایی که به قتل می رسن بر میگرده چشماش سرخه؟ عزرائیل ات گریه بلده حسینا؟


خلقتت جناس های دلنشینی نداره. انصاف نیست که دنیای ما فانی باشه و دنیای دیگران Funny. بیا فارسی عاشق هم باشیم حسینا.




نظرات (5)
خیلی دلت بزرگه که حواست به دل آدما هست .
جواب: سلام ساره
قدم رنجه کردی
مثل یه صبحانه ی اساسی هستی، خوب و دلپذیر

چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 ساعت 08:55
لازمه بگم عاشق خودت و نوشته هاتم نوشا؟
جواب: سلام سارا جان
لطف داری عزیزکم

پنج‌شنبه 16 اردیبهشت 1395 ساعت 22:13
سلام قبول باشد که البته هست . مبعث پر برکت . عیدی بگیری از دست حسینا
جواب: سلام
الهی برای همه مون آمن

چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 ساعت 21:30
سلام
جواب: سلام

سه‌شنبه 14 اردیبهشت 1395 ساعت 00:00
منم یه شب کودکانه خیال بافتم و تو بغلم کردی و دلهره ام رو آروم کردی. وقتی همه جی یه طور دیگه شد (همونطوری که از اول عقلم هم هشدار داده بود احتمالش رو)، دروغه اگه بگم حالم عوض نشد. آلبرت رضا (به قول تو) نبود که مهم بود، مهم این بود که لابد حسینا نمی خواد. مدتهاست که نمی خواد من جانیارم رو پیدا کنم.
هفته قبل به خوندن و خوندن و در نظر گرفتن تمام احتمالات در مورد زلزله تهران گذشته بود و من ضعیف بودم. توی اوج ضعف و ناامیدی، به اشتباه فکر کردم شاید بشه امید بست به یه احتمال برای شروع تازه. منم می ترسم نوشا. خیلی خیلی هم می ترسم از بلاهای دنیای فانی...
دوستت دارم.
جواب: سلام
جفتمون بافتیم دخترچه
جان یار
سرم رو بذارم رو پات
نگفته هام رو بدونی

دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ساعت 21:36
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.