X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 4 خرداد 1395

کالای نخریدنی


رفته بودم مصاحبه توی یک شرکت اسم و رسم دار. میانگین سنی نیروی های شرکت زیر سی  بود و فضاها همه مدرن و امروزی. بعد از مصاحبه ی سه ساعته آمدم نشستم توی ماشین و به کارمندهایی که تکی و چند تایی به خانه شان بر میگشتند نگاه کردم. شالها و روسری های رنگی، مانتوهای تابستانی، تی شرت های خوش طرح و آدمهای جوان. خیلی جوان. مانتوی فرم سرمه ای تیره تنم بود با مقنعه  و کیف و کفش  مشکی. در سی و سالگی زنی میانسال بودم که با قدم های خسته رفته بودتا  مدیر توسعه منابع انسانی شرکتی با لوگوی قرمز جیغ شود.
نظرات (11)
Lady [ web ]
بنظرم نه اینوری باید بود نه اونوری تعادل خوبه
ولی الان همه اونورین به سمت قرمز جیغ
جواب: سلام
چی بگم

یکشنبه 9 خرداد 1395 ساعت 19:52
کجایی عشق من بنویس حرف بزن دلم برای حسینا تنگ شده دلم میخواد باهات همنوا و همصدا و هماهنگ بشم میدونم فصل امتحانه اما حرف بزن....
جواب: سلام عزیزم
بروی چشم

یکشنبه 9 خرداد 1395 ساعت 13:37
باور نمیکردم دیگه ننویسی... امروز پیدات کردم دلم برا قلمت تنگ شده بود.. دلیل کوچت رو نمیدونم ولی خوشحالم که پیدات کردم
جواب: سلام عاطفه
خوش اومدی اینجا

پنج‌شنبه 6 خرداد 1395 ساعت 18:27
من در آستانه 31 سالگی
...

هیچی نوشا.
کلماتم جفت و جور نشدن.هر کدوم فرار کردن یه طرف.
امروز از جلسه دوم مشاوره م برگشتم.
خیلی سبکم.

چقد مشاوره خوبه.
من البته مشکلاتی در رابطه با زندگی مشترکم داشتم.
زبان مشترک نداریم.
البته الحمدلله که سالمیم. خدا رو هزار بار سجده..

مشاور بهم گفت میدونی چیه؟
فرض کن بچه داری. نصفه شب تب میکنه. شوهرت رو هرچی ثدا میزنی خوابیده میگه به من چه.خودتجمع کن بجه رو.
تو چه میکنی؟
گفتم پای پیاده میدوم تا بیمارستان.
گفت آفرین. رابطه "بچه" توست.
یک تنه برای حفظش بایست.
میدونی نوشا..

خیلیییییییییییی این حرفش به دلم نشست.
خیلییییییییییییی....
به کار من و دلم خیلی اومد این حرف.

نمیدونم چرا نوشتمش اینجا. شاید چون تنها جایی هست که توش آروم میشم و میدونم که میفهمی..خیلی زیاد میفهمی..
جواب: سلام سمیه جان
چه حرف خوبی گفته
رابطه بچه اته
به دل منم خیلی نشست
مرسی که بهم گفتی
مثل یه گردن اویز توی قلبم نگهش میدارم برای روزمبادام

خوب باش

پنج‌شنبه 6 خرداد 1395 ساعت 00:50
شرکت های خصوصی معرکه اند. اونم وقتیکه مالک و مدیر و موسس یه برند مطرح باشند و یا کارخانه داری با انگیزه باشد.
مدت دو سال با مالکین خیلی از برندهای مطرح ایران در تماس بودم. واقعا برای کار اداری ایده آل هستند. امیدوارم به حق انسانیتت و رحمتش، بهترینشون نصیبت بشه.
جواب: سلام سارا
چابک و خوب هستند ولی متاسفانه من الان نمیتونم همه انرژی ام رو بذارم برای کار
هنوز توی فکر تفاوت بین شرکت خودم و اونا هستم و رخوتی که توی شرکتم موج میزنه

چهارشنبه 5 خرداد 1395 ساعت 16:07
باز سلام
کیه که باور نداشته باشه حسینا برات نقشه های قشنگ قشنگ داره؟!
آزمون جامعه را به بهترین شکل پشت سر میذاری و یه روز میشی بهتر از اون چیزی که توی ذهنته جانم
توی بغل خدا
جواب: سلام
خوبی غریبه جان؟
ان شاالله و هزار آمن

چهارشنبه 5 خرداد 1395 ساعت 13:06
ایشالله بعد از دکترا میری.
هر وقت حرف امتحان جامع رو میزنی از ته ته دل دعا میکنم بهترین بشی. تو عالی میشی دختر. عالیییییییییییییی.

ولی بزار یه خبر بد بهت بدم. فکر نکن با دادن امتحان جامع نفس راحت میکشی. جامع های پژوهشی در راهند :)))))) حالا باید بشینم پروپوزال بنویسم و بعدش هم جامع پژوهشی رو بدم. مال جفتمون عالی میشه و بهترین خودمون رو نشون میدیم. ما خیلی قدرتمندیم. خیلیییییییییییییی
جواب: سلام ریحانک
جامع پژوهشی دیگه چیه؟
ترسیدم!!!

ان شاالله که عالی میشیم

چهارشنبه 5 خرداد 1395 ساعت 12:54
سلام خانم مانتو سرمه ای
انشاالله با موفقیت درسِت و تموم بشه و کاری که دوست داری رو شروع کنی. منم اون موقع برگشته باشم و یه کارِ نیمه وقت مطابق میلم شروع کرده باشم. ترسم هم از رانندگی دوباره تو تهران ریخته باشه و یه روز تعطیل با هم راه بیفتیم بریم این و ور و اون ور و در کنار بقیه جیک جیک هامون، تو از تمام توسعه هایی بگی که تو منابع انسانی محل کارت ایجاد کردی.
زیادی تخیل داشت؟
می سپارمت به حسینای صاحب اسماء حُسنی.........
جواب: سلام ای سازنده ی جناس های دلنشین و ایهام های شیرین

الهی هزار آمن
من که دست خدا رو باز گذاشته ام . ان شا الله خنده هامون عمیق و اشکهامون از سر شوق و جیک جیکامون زیاد باشه

چهارشنبه 5 خرداد 1395 ساعت 12:38
سلام نوشا جان
خودت دلت میخواست که بشوی مدیر منابع انسانی شان؟
حالا نتیجه ی مصاحبه ی طولانی مدتت چه شد؟
هرچه خیر است انشاالله
جواب: سلام
بله من توسعه منابع انسانی را دوست دارم. سمت انقدرها و هنوز برایم مهم نیست.
توی همان جلسه جواب مثبت را گرفتم و رد کردم.
تجربه ی خوبی بود از مواجهه با یک شرکت چابک.
ولی کارش نیازمند سازندگی از بنیان بود و من الان درگیر آزمون جامع قریب الوقوع و دانشگاه هستم و از کف و سقف توانایی هایم خبر دارم.
با اینکه عنوان رشته من مدیریت منابع انسانی است ولی من خودم ترجیح میدهم در بخش توسعه ای آن مشغول کار باشم
الخیر فی ما وقع
ممنونم

چهارشنبه 5 خرداد 1395 ساعت 07:30
سلام

احساستو کامل درک کردم امیدوارم تو اون شرکت اسم و رسم داره و قرمز جیغ استخدام بشی و رژ قرمز بزنی
جواب: سلام
مرسی از این آرزوی شاد
ان شاالله وقتی دیگر با این شرکت همکاری خواهم کرد

سه‌شنبه 4 خرداد 1395 ساعت 20:40
سلام.چه شرکت شادی،خدا کنه جور بشه.
جواب: سلام
جور شد سهیلا جان
ولی کارش سنگین بود و نیازمند وقت و انرژی زیاد
با درس و زندگی ام جور نبود
گذاشتم برای بعد از تحصیلات ان شاالله

سه‌شنبه 4 خرداد 1395 ساعت 19:07
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.