X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 26 خرداد 1395

ریزه ریزه کم کم


طی بیست و چهار ساعت گذشته با دو نفر از عزیزترین دوستهایم در مورد حجاب صحبت کرده ام و قصد دارم تا ان شاالله محجبه بشوم. این را نوشتم تا روزی که به به امید خدا از عهده ی این مهم برآمدم ،یادم نرود که امروز این تصمیم چقدر به نظرم سخت می رسیده است. اگر هم نتوانستم عیب ندارد. حداقل تلاشم را کرده ام و بعدتر بازهم تلاش خواهم کرد.


از میان حرفهایمان نوشت: به نظر من حجاب حق حسینا و حق النسا است. حق حسیناست که ببیند خلقت دردانه اش مواظب حریمش است و حق النساست که هر زنی حق یکدانه بودن در زندگی مشترک برای زن دیگر را حفظ کند و با حجاب اجازه دهد که یک زن و فقط یک زن برای هر مرد خاص و زیبا باشد. بی حجابی برای من لذتی ندارد، این حجاب است که ترس دارد. میخواهم ان شاالله توهم مزیت بی حجابی را قربانی حسینا کنم.
نظرات (27)
نمیدونم چی خطابت کنم آخه نمیخام فقط به شما بگم ،پس همه اونایی که که به نوشا نوشتید :اصن اینجوریا نیستا نه بی حجابا بدن نه باحجابا خشک وتلخ و....اونا یه رفتاره حجاب یه بلههههههه ست به حسینای تو وهمه نه تحقیق داره نه تفحص فقط درجه تسلیم ورضاست ،مولا تو گفتی چشم سمعا وطاعتا حجاب مظهر عبودیته ،نازنین مثه نماز ،روزه،که فوری گوش دادی ،حالا نوعش با خودته ،وقتی خودتو انداختی تو دامنش اون دستاتو میگیره بلندت میکنه بلند بلند بلند اندازه خودش ،وقتی به اون بلندی بشی از هیچی نمی ترسی ،گرت ملامت کنندو.... چه باک اونوقت میشه باور عملکردی،ببین جان جان تسلیم، بندگی سخته ولی شیرین وزیبا ،یادته خانم زینب :ندیدم جز زیبایی.نمی دونم چرا توحید رو که باید تحقیق میکردیم سریع قبول کردیم اونوقت حجاب یه بله به توحید ه رو بای تحقیق کنیم ،شای اگه توحیدو تحقیق میکردیم الان اینجوری نمیشد عزت زیاد
جواب: سلام

سه‌شنبه 22 تیر 1395 ساعت 19:35
اره نوشا من قشنگ میفهمم منظورت از اون رضایت ته دل رو....
جواب: سلام
روزی که برای اولین بار دخترچه صدات کردم، نمیدونستم اونی که تنهاست منم و همین دخترچه قراره چه نقش مهمی توی زندگی ام داشته باشه
من خیلی خوش شانسم دخترچه

شنبه 5 تیر 1395 ساعت 23:24
آنا [ web ]
سلام عزیزم. کاملا اتفاقی به صفحه ات اومدم. امیدوارم هر انتخابی که می کنی به آرامشت کمک کنه ولی پیشنهاد می کنم قبل از تصمیم گرفتن این دو تا کتابی که معرفی می کنم رو بخونی شاید تصمیم گرفتن برات راحت تر بشه عزیزم. به خانم های دیگه هم پیشنهاد می کنم حتما این دو تا کتاب رو بخونن.
ضمنا عزیز دلم خاص بودن و زیبا بودن برای یک مرد هیچ ربطی به حجاب و زیبایی زن های دیگه نداره.
کتاب اول: حجاب شرعی در عصر پیامبر نوشته ی امیر ترکاشوند
کتاب دوم:احکام بانوان در شریعت محمدی نوشته ی احمد قابل
موفق باشی بانوی گل
جواب: سلام
خوشبختانه جفتش رو مطالعه کرده ام
ممنونم از پیشنهادت

پنج‌شنبه 3 تیر 1395 ساعت 22:11
سلام
فکر کنم پری گل جان منظورشان کتاب ﺣﺠﺎب ﺷﺮﻋﻲ در ﻋﺼﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ آقای ترکاشوند هست.
مطالب کتاب جالب به نظر میرسه و دید متفاوتی رو میده. منتها این کتاب و اعتبار تاریخی اقوالش نقد هم شده و نقدهاش قابل دسترسیه و بعضی نکاتی که تو نقدها بیان شده قابل تامله..
برای خود من فهمیدن اینکه کدوم روایت تاریخ به حقیقت نزدیکتره خیلی سخت به نظر اومد. برای همین جانب احتیاط رو می گیرم.
جواب: سلام دختر ماه و ماهی
میدونی دخترچه؟
ته ته دلم همینه که الان میخوام
دیدگاهها برای من نمیتونن تصمیم ساز باشن.میتونن حمایت کننده باشن.
ته دلم با حسینا راضیه که حجاب داشته باشه

چهارشنبه 2 تیر 1395 ساعت 17:41
سلام امروز توی دعای مجیر یادت بودم و برات دعا کردم . دعام کن که خیلی محتاجم
جواب: سلام زهرا
منم خوندم و برای همه مون دعا کردم
کاشکی امسال محکم تر بغلمون کنه

یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 22:29
دارم یک کتاب می خونم درباره ی حجاب
که با توجه به روایات و شرح زمان پیامبر نوشته شده.
شماره ی کتابخونه ملی داره ولی اجازه ی چاپ نداره
برای مراجع هم فرستاده شده ولی کسی جوابیه ای براش نداره.
چیز عجیب غریبی نیست، ولی نظرات خشکه مقدس ها رو با دلیل زیر سوال برده
بیشترش هم روایت و حدیثه
نمی خوام نظرتون رو عوض کنم خدای نکرده
من خودم محجبه هستم
ولی
خوندنش برام خیلی جالبه
و خیلی باورپذیرتره تا اینکه میگن زن ها باید خودشونو توی هفت تا سوراخ قایم کنن و از اجتماع دور باشن
پیشنهاد می کنم بخونید
برای من حجابی که با آگاهی باشه شیرین تره
جواب: سلام پری گل
کاش اسم کتاب رو میگفتی

یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 14:21
خشکه مقدس ها و دگماتیست ها به حجابشون نیست که به این لقب معروف شدند. اونها به کلام و رفتار تند و تیزشون معروفند. کلام تو نرم ترین تفسیر اهالی منزل حسیناست.
جواب: سلام سارا
لطف داری
ممنونم از دلگرمی ات

یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 13:26
سلام نوشا جان
مبارک باشه تصمیم جدید
مطمئنم دل پاکت و حجاب دلت تا الان هم مورد رضایت حسینا بوده و چه بهتر که باز هم میخوای رضایت بیشترش رو جلب کنی
التماس دعا
سختترین الحمدلله خدا بهتره؟ روی ماهشو از دور میبوسم.
جواب: سلام عزیزم
نینو بیمارستانه
توی دعاها یادش باش لطفا

شنبه 29 خرداد 1395 ساعت 09:12
س. [ web ]
سلام.
نوشاجان سلام. خیلی خیلی تصادفی اومدم به اینجا و بعد ساعت ها ماندم. فقط می تونم بگم که نوشته ها بدجوری خمارکننده بود، درست حالی که یک قهوه ی خوب و ناب Douwe Egbert به آدم میده.
دلتنگت بودم دخترجان، بدجور. بارها و بارها ایمیل هایم را چک کردم به هوای وعده ی داده شده.
الهی همیشه نانت گرم و آبت سرد باشد و دلت شاد از شادی عزیزانت. یک عالمه بوس و بغل گرم .
جواب: سلاااااااااااااام
من بهت ایمیل دادم سوفی!
خدا رو شکر که اومدی
دلم برات هزارتا تنگ شده
عطر اگبرت همیشه با یاد تو گره خورده

شنبه 29 خرداد 1395 ساعت 03:08
سلام نوشا
دعا میکنم برات که بتونی تصمیم بزرگت را عملی کنی. دعا کنیم که بتونیم بنده باشیم، انسان خوب بودن خیلی خوبه ولی وقتی خوب‌تره که بنده خوبی باشیم. امیدوارم بتونی باحجاب باشی فقط برای اینکه حسینات اون جوری بیشترتر دوستت داره. بتونی باحجاب باشی فقط برای اینکه آقایی که منتظرش هستیم، به حجابمون لبخند رضایت میزنه. به نظر من این لبخند رضایته، این دوست‌تر داشتنه از هر فلسفه و دلیل و برهانی برای پذیرفتن حجاب مهمتره، شاید این جوری تحمل سختی‌های نه چندان سختش برامون شیرین‌تر و آسون‌تر باشه.
خوش به حالت نوشا که با دل من و خیلی‌های دیگه کاری کرده‌ای که تو این شبها ناغافل و یواشکی میای و وسط ابوحمزه من می‌شینی. تو هم به من دعا میکنی؟!
جواب: سلام نینا
چه حسن تعلیلی اوردی نینا
رضایت آقا

چه خوشبختم من که یاد من بوده ای

من تو مجیر یادت کردم نینا

جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 15:11
سلام ، موفق باشی
جواب: سلام
ممنونم

جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 00:03
سلام .شما ک بهترین تعریف را از حجاب داری .یعنی اینکه خدا دوست داره بنده اش در حریم محفوظ باشه .دیگه نباید از چیزی نگران باشید .باور کنید سخت نیست نمیگم راحتی ظاهری داره اما باطنش دوست داشتنی ودلچسب است .تبریک میگم .وپاینده باشید .
جواب: سلام
ممنونم نسیم جان

پنج‌شنبه 27 خرداد 1395 ساعت 21:23
عزیز دلمی.
همه جوره عزیز دلمی... قطعا راه سختی پیش رو داری. من یکبار 8 سال پیش امتحانش کرم و مجبور شدم تعدادی از دوستهامو برای همیشه ترک کنم. خیلی خوش حالم که تو انتخاب دوستهات اینقدر سنجیده و عاقلانه جلو رفتی که قطعا این مشکل برات پیش نمیاد.
با آدمهای عجیب و غریب دور و برت هم کم کم کنار میای. این برخوردها فقط تو روابط خیلی سطحی مثل اتوبوس و پارک و ... ممکنه پیش بیاد. آدمهایی که روابطت باهاشون یه خورده فقط یه خورده عمیق تره حتی اگر تو ظاهر همچین برخوردی باهات داشته باشن ولی تو دلشون تحسینت میکنن. من مطمئنم نوشا جونم.
جواب: سلام
من بعد از حج پنج سال محجبه بودم
سختم بود
بچه بودم
حالا اما انگار بهتر شده اوضاع
راحت ترم
ممنونم مهفام

پنج‌شنبه 27 خرداد 1395 ساعت 18:20
همون کاری رو بکن که بهت آرامش میده و از انجام دادنش لذت میبری.
جواب: سلام
ممنونم

پنج‌شنبه 27 خرداد 1395 ساعت 12:09
عزیزم تا ونجا که من میدونم شما بی حجاب نبودی و نیستی اصلا حجاب دو جبه داری ظاهری و باطنی از نظر باطنیش که شما فولی از نظر ظاهریش هم شاید نشه گفت حجاب برتر اما با حجاب بودید بعد از خوندن کتاب فلسفه حجاب آقای مطهری و البته یه کتاب دیگه هم دارن که عنوانش نزدیک همین کتاب هست و درابطه با حجابه و آیات مربوطه رو بررسی میکنن کلی متحول شدم عزیزم نگران انگهای این دوره زمونه نباش تو این دوره زمونه هر کاری بخوای انجام بدی انگ میخوری مهم خودت و حسینا هستید که ببینید حسابتون باهم چند چنده ؟ خود حسینا گفته یهدی من یشاء و یضل من یشاء شاید یه خورده دارم زیاد می نویسم اما چند روز پیش که داشتم قرآن میخوندم معنای یه آیه خیلی عجیب به دلم نشست که ما هرکس رو بخواهیم هدایتش میکنیم حتی اگه همه بخوان که اون زمین بخوره وهرکس راه رو گم کنه زمین میخوره حتی اگه همه کمکش کنن تو همین مضمون نیست شما نظر کرده حسینایی من میدونم و خوشحالم که تو ماه رمضون بیشتر می نویسی امروز تو ی مناجات نماز صبحم می گفتم خدایا من بلد نیستم مثل بنده های خوبت مثل امام سجاد مثل حضرت علی و مثل نوشا باهات راز و نیاز مناجات کنم اما فقط بدون خیلی دوست دارم و عاشقتم حالا که شما می نویسی به کمک نردبونت سعی میکنم بالا برم
جواب: سلام
این یهدی من یشا تنم رو لرزوند
چه به موقع گفتی مامان نگار
دست همدیگه ر و بگیریم توی این روزها و شبهایی که جواب همه دعاها استجیب ست

پنج‌شنبه 27 خرداد 1395 ساعت 09:00
میدونین هر بار که میام اینجا غبطه میخورم به رابطتتون با حسینا..
برای کسی که خودش روز به روزداره دور و تر میشه..غرق و غرق تر.. مثل یه امید هست اینجا..
مانا باشید
دعا میکنم حسیناتون هواتون رو داشته باشه
شش دونگ..
جواب: سلام
غبطه نداره که
یکی نزدیکه بهش و زبون نمیریزه
یکی خیلی دوره ولی هی زبون میرزه
کدوم خوشبخت ترن؟

من عاشق بی عمل هستم

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 20:54
سلام. من الان دلم میخواد عین کارتون که از تو دل خرسها یه عالمه قلب میومد بیرون و آسمون رنگین کمانی میشد برای اینهمه صداقتت قلب بفرستم. اتفاقات خوب تو این راه بیفته برات
جواب: سلام تیناااااااااااااااا
دلم برات تنگ شد

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 18:58
سلام چقد قشنگ تشبیه میکنی"توهم مزیت بی حجابی....."
باید ببینم من توهم چه مزیتایی رو دارم که قربانی حسینا کنم...
جواب: سلام
کلا دور هم یه سری توهمی غلیظ هستیم زهرا جان

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 17:04
سلام
هدف جلب رضایت حسیناست پس همان حسینا یاریت خواهد کرد چرا که خودش وعده داده است
الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا ( هر که در راه ما تلاش کند ما به راههایمان هدایتش می کنیم)
جواب: سلام مخمور
باید بهت زنگ بزنم
از صبح درگیر بوده ام

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 14:38
سلام
نمی گم حرفهامو که میدونم خودت میدونی...

الهی که لذت و آرامش بغل حسینات رو برات داشته باشه...
جواب: سلام سلام
همینو میخواستی؟
بیاح!

حالا بعد این مجبوری به زر زر کردن های من در مورد حجاب گوش بدی

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 14:03
چرا من اینقدر تو رو دوست دارم؟
جواب: سلام صحرا
برای اینکه منم تو رو خیلی دوست دارم
تو زنی هستی که برای هویتت و برای زندگی ات و برای بچه هات داری هزینه میدی و میجنگی
تو معرکه ای

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 12:42
سلام نوشا
حس عجیبی داره نوشته هات! نمیفهممش!!
چطور تصمیم گرفتی با حجاب بشی؟؟ میتونی بهم توضیح بدی؟؟ به من توضیح بده !به کسی که با حجاب بود و یواش یواش داره از حجاب دور میشه!! به کسی که حجاب رو ظاهر دین میبینه! به کسی که حجاب رو بی معنی میدونه اما هنوز با بی حجاب بودن هم کنار نیومده! هنوز تکلیفشو خودشم نمیدونه ... هیییی!!!
بهم بگو چطوری تکلیفتو با خودت معلوم کردی!!
جواب: سلام مرضیه
خوش اومدی به اینجا
به همین سادگی که نوشتم.
مدتها بود که نمیتونستم تکلیفم رو مشخص کنم.

ولی برای منی که فقط پنج نفر (همسرهای سه تا از دوستام، برادر دوستم و دامادمون) موهام رو میبینن. (تازه نه همیشه.دیدار من با این ادمها خیلی زیاد نیست)
برای منی که همیشه تی شرت گشاد و شلوار بلند تنمه
و برای منی که مدتهاست مهمونی مختلط نرفته ام
این قدم اخر سخته ولی قدم بزرگی نیست
من فقط از دوتا چیز میترسیدم و میترسم
اول اینکه جزو خشکه مذهبهای محجبه حساب بشم و همه وظیفه شون بدونن که منو از خطر حجاب و کوته فکر آگاه کنن
و دوم اینکه نتونم درست نگهش دارم
همین
بی حجابی حداقل برای من و تا حالا مزیتی نداشته
شاید بخاطر اینکه استفاده ای هم نکرده ام و بی حجاب واقعی نبوده ام
تکلیفم رضایت حسیناست
و هیچی نمیدونم هنوز
مسلما راحت نخواهد بود

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 12:39
سلام
تصادفی به وبلاگتون آمدم
ولی شاید یه مهمون تصادفی بودم برای این جشن بزرگ که در این مطلب ریزه ریزه کم کم ازش نام بردید

از اینکه تصمیم گرفتید رضایت خدا رو تامین کنید خیلی خیلی بهتون تبریک میگم
جواب: سلام
خوش امدید
حرفتون منو میترسونه
دعا کنیم که تصمیم درست گرفته باشم و درست تر بهش عمل کنم
ممنونم

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 12:33
مطمئن بودم این اتفاق برات میفته . میدونی چی نجاتت میده ؟این که میدونی درست چیه و اگه اشتباه میکنی میزاریش به حساب این که هنوز بزرگ نشدی نه این که مثل من بدونی چی درسته ولی خودتو گول بزنی و بگی اینی که من هستم اونیه که باید باشم .
بهت تبریک میگم .
خدا قربانیتو قبول کنه ...
جواب: سلام
ممنونم
خدا همه مون رو بغل کنه و تنهامون نذاره
خیلی امیدوارم که بشه این دفعه
خیلی

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 12:22
جواب: سلام سهیلای خودم
قدم بعدی تهیه ی جن یا روبات باشه!

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 12:11
سلام جان دلم

فوق العاده است

فدای تک تک قدمهای ریز و درشت !
جواب: فاطمه
قربون اسمت بشم که هزار تا عزیزم و عشقم و خانومم توش قایم شده
بگم ذوق مرگت هستم یا میدونی؟

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 12:06
حجاب.... شیرین و سخت. تنها تناقض من با دین. تنها اما و اگر من با حسینا. الهی موفق بشی.
جواب: سلام
برای منم سخته
دوست ندارم جزو محجبه ها باشم چون دوست ندارم انگ بخورم توی این دوره زمونه ی دین ستیزی
ولی هر چیز بهایی داره
نمیدونم به کجا خواهم رسید ولی میدونم حسینا قبل از من اونجا منتظرمه

چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 11:58
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.