X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 2 آبان 1395

کوچ هاجر از سرابی به سراب


روزهای سختی گذرانده ام. سخت و بیش از آن روزهای شلوغ: ارائه درس و نوشتن مقاله و گزارش های محل کار و رنجوری جسم و سفر اجباری یکروزه و امتحان و گفتم امتحان؟ این روزها خلقت محل ابتلا و امتحان من شده است...  امتحانم نکن حسینا، من جوابها را بلد نیستم، مردود می شوم، مطرودم نکن...


مومن بودند. از آن مومن های مثالی. حجاب و نماز و خمس و زکات. مومن بودند ولی دروغ گفتند. سنش را و شرایطش را و خواسته هایش را دروغ گفتند. سختم شده که رفتارشان را به دینشان نسبت ندهم. دردم آمده و غمگینم. صد البته این نیز بگذرد.


مامان بودن خیلی مهم است. مامان داشتن هم خیلی مهم است. ماهِ ماه مان بودن این روزها بدجوری در محاق است. لازمت دارم مامان. شما که خسیس نبودی. 


"بیا بغلم" قوی ترین مُسکن و مقوی ترین مولتی ویتامین دنیاست.


نینو گردن دایناسور لگوئی اش را اشتباه وصل کرده بود، آمد پرسید که دایناسورم چرا همش به پیسکولش نگاه میکنه؟


دلم از خواهر کوچکم شکسته.


هنوز محرم را درک نکرده ام. بشدت درگیر خودخواهی و دیگرخواهی و تمامی خواهی نخواهی های ممکن هستم.


زنانگی جزو صفات ذات خلقت من است و این روزها خدا میداند چقدر عَرَضی هستم . نمیخواستم ادامه تحصیل بدهم. نمیخواستم صبح تا شب کارمند باشم.دلم بچه میخواهد اما وضعیتم برای سرپرستی بچه مناسب تر است تا مادری بچه. اف به تو ای روزگار.


این آهنگ ابی را گوش می کنم. من بدبین شده ام  یا جدیداً مضمون  تمامی آهنگ های ابی این است که بیا گولت بزنم؟ 


وجود یک همکار باردار در واحد، فضای کاری را قشنگ میکند. این روزها گاهی پناه می برم به همکارم. دکمه های مانتویش را باز میکنم. دستم را می برم زیر پیراهنش و  عشق را به بریل میخوانم. بهتر وقتی ست که واحد خالی باشد و لپم را بچسبانم به شکمش. 

نظرات (20)
سلام نوشا
قربون نینو برم با این سوالهاش
نوشا زیبایی زندگی در همین فراز و نشیب هاشه
بیا بغلم
جواب: سلام
چقدر خوبه مینویسی
چقدر خوب
بشدت پیگیرت هستم و خب خاموش
بت افتخار میکنم که تونستی مهاجرت رو تاب بیاری

جمعه 14 آبان 1395 ساعت 17:14
سلام. پس کامنت من کو؟!
جواب: سلام
هنو زنرسیدم تایید کنم

دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت 23:37
سحر [ web ]
سلام، ببخشید شما از فنجون وبلاگ " حوصله کن خواهیم رفت" خبر دارید؟
جواب: سلام
نه فقط دیدم وبلاگش بسته شده

دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت 00:34
دروغ چرا. بهتون حسودیم میشه! من خیلی دوس دارم مث شما با خدا حرف بزنم. یعنی صمیمی باشم باهاش....حتی گیرم دعوامون بشه! ولی وقتی شروع میکنم با خدا حرف زدن، انگار به زورررررر دارم عبادت میکنم. حس میکنم صدام یه مترم نمیره بالا. به گوشش نمیرسه! عحیب حس میکنم همه عالم و خدا یه دایرن و من بیرون دایره....
جواب: سلام
به حرف زدن حسودی ات نشه متین
من به کسانی حسودی میکنم که بی کلام با خداشون هستند

در مورد اینکه صدات نمیره بالا باید بگم منم این حس رو خیلی وقتا دارم. ولی نگران نباش. برخلاف چیزی که به ما گفته اند صدای ما قرار نیست بره بالا، وقتی باهاش حرف میزنیم خدا میاد پایین.
اونقدر پایین که گوشش رو میچسبونه به لبهای ما، به لبهای دل ما، بی واسطه میشنوه و اجابت میکنه

یکشنبه 9 آبان 1395 ساعت 12:03
bita [ web ]
delam mikhad baraye forsate motaleati biai pishe khodam!
جواب: سلام
وای که چقدر خوب میشد
چقدر میخندیدیم

شنبه 8 آبان 1395 ساعت 12:32
سلام
وسط کلاس قراردادهای دولتی و مزایده و کوفت و زهرمار اومدم بوست کنم و برم. مال خودم باش چند لحظه فقط....
جواب: سلام
وسط burping and belching?

خدا منو ببخشه
ولی انقده حالم خوشه از اون شبی که حرف زدیم

پنج‌شنبه 6 آبان 1395 ساعت 14:03
سرن [ web ]
بیا بغلم ببینم!
بعدش چای و هر چی تو بخوای!
بعدترش تو می گی و من گوش دهنده، سراپا گوش دهنده!
جواب: سلام
اومدی سرن؟
خو دلم تنگ شده
بیا
نق نق هام انبار شدن

پنج‌شنبه 6 آبان 1395 ساعت 04:17
soori [ web ]
راستی نوشای عزیزم. عاشورا و تاسوعا جات خالی حرم امام رضا(ع) بودم. یادت کردم و بهش حال دوست خوبم رو گفتم
جواب: سلام سوری خوش خبر من
ممنونم
یه دنیا ممنونم

سه‌شنبه 4 آبان 1395 ساعت 14:08
سلام نوشا جان
چقدر مقاله نوشتن سخته والا من که تو ارشدش موندم چه برسه به دکتری خدا بهت کمک کنه .میدونی به مادر شدن علاقه ای نداشتم شاید چون بچه ای دوربرم نبوده . از وقتی شما رو میخونم نینو رو می بینم دیدم عوض شده حس می کنم منم می تونم با عشق و علاقه مادر باشم.
جواب: سلام سخت و جانکاهه!!!

من هر سال که میگذره بیشتر دلم میخواد مادر بشم

نینو یکی از مهم دلایل عشق من به مادریه
با اومدنش دنیام رو اکلیلی کرد

سه‌شنبه 4 آبان 1395 ساعت 10:23
soori [ web ]
نوشا تو یه فرشته ای.شک نکن از مقربای خدا هستی . دعات در حقم گرفت و من بعد از دو سال انتظار واقعی حس میکنم مادر شدم. امیدوارم آرزوهات به بهترین شکل مستجاب بشه. دوست فرشته رو و فرشته خوی منکاش دعای من هم در حق عزیزی مثل تو زود مستجاب بشه.
خدا به حق این روزها و به حرمت عزای صاحبش لحظه هایی که میخوای رو نصیبت کنه
جواب: سلام سوری
نمی دونی چقدر خوشحالم
ان شاالله به خوشی و سلامتی

سه‌شنبه 4 آبان 1395 ساعت 08:13
سلام نوشای جان
حسرت مادر شدن، دری که برای همه دخترهای اطرافم باز و برای من بسته است، بحث با ماه مامانی، درک نکردن خواهر کوچیکه یا شاید هم درک نکردن من خواهر کوچیکه را و ....
گاهی چقدر شبیه میشیم نوشا.
اما یأس ... یأس ... یأس ...
من از یأس خیلی میترسم. همیشه به حسینا میگم میترسم که شیطان آخرش تو را با همین یأس از من بگیره.
ولی هاجر ناامید نشد نوشا. هفت بار، هفتاد بار، هفتصد بار .... بیا اون قدر این سعی را هروله کنیم تا زمزم برای ما هم بجوشه.
برات زمزم همیشه جوشان آرزو میکنم و آغوش حسینا که همیشه باز است.
دعا کن که من را هم به بزم اربعینش دعوت کنه که اگه امسال هم جا بمونم میترکم.
جواب: سلام نینا جان
یاس خیلی وحشتناکه و متاسفانه این روزها همه خیلی بیشتر در معرضش هستیم

ان شاالله که بری و متبرک برگردی

دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 19:22
yaghish [ web ]
سلام گولو جانم . یه ذره همه چیز و همه کس را رها کن و با الیف سافاک همراه شو و ملت عشق را نوش جان کن . چند ساعت همراهی با شاید کمی از خستگی هات کم کنه . شاد و پرانرژی باشی :))
جواب: سلام
ملت عشق الیف شفق را خوانده ام عزیزم
ممنونم از پیشنهادت
ممنونم بارانک

دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 17:09
سلام نازنین نوشا

شما به این مومنی و دلی ... حتما بهتر از ما می دونید که دعا سلاح مومنه ..از معجزه ی دعا نا امید نشیم ی وقتی خدایی نکرده ..که دعا تنها چیزیه که تعیین ِ مستقلی داره
البته.. بقول بزرگی.. زمان هایی که گیر دارین ی سر به باطن تون بزنین..

من اما از خدا می خوام ی روز خیلی نزدیک بیام تو واحد شما لپ مو بزارم رو شکمت..و صدای قلب ی نازنینی رو بشنوم
جواب: سلام
شما لطف دارید
دعا سلاح مومنه و من قصد جنگ ندارم. برای صحبت با حسینا نیازی به سلاح نیست. فقط صلاح مطرحه.
راست میگید. در درونم باید دنبال اینهمه ابتلا بگردم. میدونم که گفتن این حرف هم مثل شنیدنش سخته.

ان شاالله

دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 14:48
سلام عزیزکم
یه پیشنهاد برات دارم.......... هروقت فرصت کردی سوره ضحی رو با معنی بخون. تفسیرش درمان دردهاست. بخون جانم
جواب: سلام
خیلی ممنونم
حتمن میخونم
حال ضحی گل چطوره

دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 12:59
خب دستهای کوچولوش خسته میشه...
تازه اون کارای مهمتری مثل بازی و دیدن کارتون و اینها داره...
آخه چه انتظاری از بچه دارید!
جواب: سلام
دقیقا
هی ویرجولک میشه سر مشق نوشتن

دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 10:14
ولی کاشکی این عکسه یه میل بافتنی بود که داشتن باهاش پیچ باز میکردن!
جواب: سلام
نه اون موقع منظور منو نمیرسوند
اون زنیه که داره با ابزار زنانه کار مردانه انجام میده.
این زنیه که داره کار مردانه انجام میده ولی نمیتونه جلو خلقت و خصلتش رو بگیره که دوست داره خلق کنه و امنیت بده

دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 07:10
شاید این روش به نظر مسخره و ساده لوحانه بیاد ولی پرنده عزیز این تکنیک من را اروم کرده خیلی زیاد و اوضاعم بهتر شده. اگر مایل بودی که بیشتر بدونی میل بزن تا اددس تلگرامش را برات بفرستم . نمن راببخش بابت پر حرفیم گفتم شاید بتونم کمکی بکنم
همیشه شاد و سلامت باشی عزیزم
جواب: سلام
با این تکنیک آشنا هستم عزیزم
نمیتونم بگم بهش اعتماد دارم
ولی آیا این همین کاری نیست که ما در عبادات انجام میدیم؟
ممنونم که برای من وقت گذاشتی و نوشتی
حتمن دوباره روش فکر میکنم

یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 20:57
همه مون حال و هوای زیر و رو شدن داریم...به قول حافظ
دیده ما چو به امید تو دریاست
چرابه تفرج گذری بر لب دریا نکنی

نقل هر جور که از خلق کریمت کردند
قول صاحب غرضان است تو آن‌ها نکنی

حسینای شما یارمون
جواب: سلام
آی گفتی زهرا جان

یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 20:03
سلام دوست خوبم.
پریروز تلفنی با مامان بحثم شد...
چقدر سخت و بده!
نینو رو عشقه... وقتی داره لوحه و مشق مینویسه چطوری جلوی خودتو میگیری نخوریش...
خواهر کوچیکا موجودات عجیبی هستن. دل شکستن هم یکی از وظایفشونه...
جواب: سلام
خیلی بده مهفام

نینو با عذاب الیم مشق مینویسه

یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 19:50
نوشااااااااااااااااا
چرا من فرصت مطالعاتی کسی رو پیدا نمیکنم؟
مقاله هم دارم! وضعیتم هم خوبه. فقط چون بین رشته ای هست کارم از این جا مونده و از اونجا رونده شدم!
استادمم رفت کانادا.
نوشااااااااااااااااااااااااااااا. حتی حال گریه هم ندارم.
همتون دعا کنید من فرضت مطالعاتی یه جا درست و درمون پذیرش بگیرم....مخصوصا تو نوشای عزیز



و اما در مورد مادر شدن. میدونی نوشا من که با این وضعیت در خودم نمیبینم مادر بشم. دوست دارم. اما وقت و پول و امنیت و اگه من نبودم چی میشه و ....
چه میدونم. گاهی میگم اگه برا دنیا مهم بود که خوب روزگار به کام ترم میشد. بعد میگم چقدر پرو هستم من.... نمیدونم.

فعلا فقط فرصت مطالعاتی خوب میخوام و دیگر هیچ؟ نه. من همه چیز میخوام. از هر چیزی هم خوبش رو.
جواب: سلام
ولکام تو د کلاب
من راهنما پیدا نمیکنم!!!
همون میان رشته ای بودن و این حرفها
دعا کنیم
خیلی دعا کنیم
و تو مطمئن باش یه استاد خوب یه جایی داره دنبالت میگرده
دعا کنیم زود پیدات کنه

یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 18:25
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.