X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 16 اسفند 1395

می شود دست هات را به سر زندگیم بکشی که دختر خوبی شود ؟


اسفند عزیز رسید، ماه معوقه ها و هوای نفس کشیدنی و بدو بدوهای زیاد و حاسبوا قبل ان تحاسبوا. اسفند ماه خوبی است. ماه اول بهار است. نه بارانش اذیت دارد و نه برفش سرما... دخترکی است که خوش خوشان توی پیاده رو  راه میرود و سوت میزند. اسفند را دوست دارم. صدالبته تولدم هم  آخرهای همین ماه است و نمیتوان ادعا کرد که کیف ندارد... 
سال خوبی گذرانده ام: سفر رفته ام، درس خوانده ام، نمازهای خوبی خوانده ام، معشوقم را دیده ام، نینو را به اندازه ی کافی ماچ کرده ام چلانده ام و ضرر مالی نداشته ام و بیمار هم نشده ام. خدا را شکر.
انتظار سال بهتری دارم: امتحان جامع بدهم و مطالعه های خوبی داشته باشم و سفر فرنگ بروم و نماز قضایم کم باشد و هر روز بتوانم کیفور قرآن بخوانم و به بدنم برسم و خانواده ام  و دوستانم را بیشتر و به خوشی ببینم و قرض هایم را بدهم و جز خدا به کسی مدیون  نباشم. ان شاالله


پ.ن: دوست دارم امسال خانه بخرم. یک خانه ی هشتاد متری در تهران با نورگیر خوب و دو تا اتاق خواب و آشپزخانه ی دلباز و همسایه های بی آزار. دلم میخواهد برکت به اعمال و اموالم بدهی حسینا جان.

پ.ن.2: با خواندن پست های اخیرم متوجه شدم در زندگی آدمهای معمولی اتفاق خاصی نمی افتد. این روال را دوست دارم.
نظرات (12)
سلام نوشا...
دخترم اومد.
بیست روز زودتر، بهمنی شد خورشید کوجولوی من.
مهرسا خانوم

توادت مبارک عزبزم.
آرزو میکنم امسال به نیمه نرسیده، همه ی آرزوهات تیک برآورده شدن بخوره، مجبور شی برای بقیه سال آرزو کنی.
جواب: سلام به به
قدمش خیر و برکتش مدام
بهترین اروزهای امسال رو برام کردی

پنج‌شنبه 26 اسفند 1395 ساعت 23:05
سلام نوشا جان
منهم خیلی دوست دارم خانه داشته باشم از خودم اما فکر نکنم حالا حالاها ممکن باشد. از ته قلب می خواهم که در سال نو خانه مورد علاقه ات رو پیدا کنی. یک خانه گرم و پر از نور.
جواب: سلام شیرین شیرینا
منم وقتی منطقی فکر میکنم میبینم خونه داشتن خیلی دوره. ولی خب آرزو رو که از ما نگرفته اند.
الهی زودتر اونجا عید بشه

پنج‌شنبه 19 اسفند 1395 ساعت 22:44
آمین امیدوارم خیلی زود یه لونه گرم و نرم و رویایی بتونی بخری نوشا
جواب: سلام
مرسی شیرین جان

پنج‌شنبه 19 اسفند 1395 ساعت 21:07
سلام،انشاله خونه هم میخری، امتحان هم میدی،
جواب: سلام
نمیدونی چقدر دلچسبه که این حرف رو ازت بشنوم

پنج‌شنبه 19 اسفند 1395 ساعت 07:44
انشاالله سال بهترت تو راهه نوشا.
کاش بالاخره دیدارمون میسر شه رفیق.
جواب: سلام
دخترچه نمیدونی چه کیفی داشت حرف زدن باهات
کیفورم
و میدونم یه روز خوشی میبینمت ان شاالله

چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 22:37
من؟ قبول بی انصاف ترین آدم دنیا
اما اشک چرا؟
خب عزیز من بگو سخته .
منم دیگه حرف نمیزنم.
خط های موبایل همه اینجا امروز ریخته بود بهم. نه جواب میشد داد نه زنگ زد نه اس ام اس. هرکار کردم نشد جواب زنگت رو بدم.
ولی هنوز تعداد جواب ندادن هام به اون حد که فکر کنی نرسیده ها...
جواب: سلام
خب منم روم شد که زنگ بزنم
ولی مخابرات خر است!!!
بعد یهو میزنه من سه تا مسید کال دارم
ولی خدا بسر شاهده ندارم!

چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 13:51
ان شاالله عزیز دلم
جواب: سلام
الهی امن

چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 11:07
می دونی زنگ هم بزنی جواب نمیدم. نترس.
فقط آدرس بده لطفا
مرا به خیر و تو هم به سلامت
جواب: با خوندن این کامنت گریه کردم
انصاف نبود

چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 08:54
سلام
یعنی اونقدر بهم آدرس ندادی تا برسه به اسباب کشی...انشااله
چه اشتباهی کردم آدرس پستی ات رو گم کردم.
هرکسی اینجا رو می خونه و آدرس تو رو داره، لطفا بهم بده. ممنون
جواب: سلام
ندادم و از ترسم هم که شماره مامانم رو خواسته بودی حتی زنگ نمیزنم بهت
یه همچین بزدلی هستم
دلم هم بشددددددت برات تنگ شده ها

چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت 08:23
خانه خریدن خیلی کیف دارد نوشا جان.احساس اینکه بالاخره یه تیکه از این دنیا مال آدمه،احساس ته نشین شدن بعد ازتکونهای خیلی شدید زندگی.از الان خونه ات رو بهت تبریک می گم.چون می دونم تو آدم خواستن توانستنی.
جواب: سلام مینا جان
خیلی دلگرم شدم
واقعا ممنونم

سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 19:40
سرن [ web ]
ایشالا ایشالا!
من از الان خونه ات رو متصورم! ایشالا که همین اول اول اول سال بخریش،
دل منم خوش میشه!
جواب: سلام
الان رفتم بالاخره برات کامنت گذاشتم بعد اومدم دیدم اینجا نوشته ای

سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 16:22
سلام
وای خونه و یکعالمه گلدون، یه کتابخونه پر کتاب و فیلم. جلال و جبروت هم روزا مواظب خونه ت هستن.بخررر بخرررر
جواب: سلام
وای فکر کن تینا
اون موقع بعضی شبا میایی پیشم و تا خود صبح میخندیم

سه‌شنبه 17 اسفند 1395 ساعت 13:04
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.