X
تبلیغات
رایتل
شنبه 28 اسفند 1395

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ و مُرغانِ عِشقُکُم فِتْنَةٌ


یه جفت از مرغ عشق ها رو فروختم، برگشتم دیدم چشماش سرخ شده از گریه و هی به هر بهانه میره برا اون پنج تای باقی مونده نوووچ میکشه و بغضش رو قورت میده. امروز هم زنگ زده میگه به خریدارشون گفتی باهاشون حرف بزنه تا دلشون نگیره؟



پ.ن: مرغهای عشق شده بودن هفت تا توی سه تا قفس، مامانه نمی رسید هر روز بهشون نون تست و جوانه گندم و کاهو خرد شده و ارزن بده. بخاطر همین دوتا رو فروختیم.



برچسب‌ها: نوشا و مامانه اش
نظرات (1)
زاد و ولد کردن که هفت تا شد؟ یا دست روزگار ناگهان دیدید هفت تا خریدید؟

کار خوبی کردی فروختی. حتما در جای جدیدشون بیشتر بهشون رسیدگی میشه و خوشحال ترند. مادر هم وقت بیشتری برای ۵ تای باقی مونده داره.
جواب: سلام
اولش دو تا بودن
بعد از حدود هشت ماه متوجه شدیم هر دو نر هستند
براشون خانم گرفتیم
آقای همکار هم یه جفت خرید برای اینکه زلزله رو بهشون اطلاع بدن
منتها مرغ عشقاش همه چیو اطلاع میدادن اونم با صدای بلند و جیغ
اوردش برای ما
یه جفت ما هم جوجه کردن و یه دونه جوجه شون زنده موند

شنبه 28 اسفند 1395 ساعت 13:30
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.